X
تبلیغات
حکمت امیرالمومنین علی علیه السلام

حکمت امیرالمومنین علی علیه السلام
Sayings of Imam Ali (A.Sزندگینامه ، احادیث و مطالب درباره امیرالمونین علیه السلام

[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 4:12 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]
قرآن کریم آیه 18 سوره حشر

یا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ

ترجمه:

ای کسانی که ایمان آورده اید از ( مخالفت ) خدا بپرهیزید و هر کس باید

بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده و از خدا بپرهیزید که

خداونداز آنچه انجام می دهید آگاه است * ترجمه آیت الله مکارم شیرازی*

تفسیر المیزان:

پروا داشتن از خدا سبب مصون ماندن از فریب شیطان است; پس ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا پروا کنید و به تکالیف الهی خود عمل نمایید ، و هر کسی از شما باید بنگرد که برای فردای آخرتش چه پیش فرستاده است . از خدا بترسید و به حساب کارهایی که انجام داده اید برسید و نیک و بدش را دریابید که خدا به آنچه می کنید آگاه است .

(جناب آقای صفوی براساس المیزان)




برچسب‌ها: قرآن کریم آیه 18 سوره حشر, ترجمه آیه 18 سوره حشر, تفسیرآیه 18 سوره حشر, متن عربی همراه با ترجمه آیه 18 سوره حشر
[ جمعه بیست و نهم دی 1391 ] [ 3:54 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]

عمربن خطاب :

لولا علی لهلک عمر

اگرعلی(ع) نبود عُمَر هر آینه هلاک میشد



برچسب‌ها: عمربن خطاب, لولا علی لهلک عمر, اگر علی, ع, نبود عُمَر هر آینه هلاک میشد
[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 4:41 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]
عمربن خطاب می گوید:

پناه میبرم به خدا از مشکلاتی که ابوالحسن (علی علیه السلام) برای حل آنها نباشد


برچسب‌ها: عمربن خطاب می گوید, پناه میبرم به خدا از مشکلاتی که ابوالحسن, علی علیه السلام, برای حل آنها نباشد
[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 4:32 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]
سوالات قیصر روم از امیرالمونین حضرت علی(ع)+منابع

از ابن مسيّب روايت شده که قيصر (شاه) روم ؛ براي خلیفه دوم چنين نامه نوشت ؛ " من چند سوال از تو دارم . پاسخ آنها را بده . و چون خلیفه از پاسخ دادن فرو ماند ؛ و به اميرالمومنين علي (ع) متوسل شد .  حضرت علي (ع) نامه را خواند و همان دم در پشت آن ؛ به سوالات قيصر روم چنين پاسخ داد :

سوال قيصر روم : آن چيست که خدا آن را نيافريده است ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آن که خدا نيافريده، قرآن است ( زيرا محتوايش کلام الله است ).
سوال قيصر روم : آن چيست که خدا نمي داند ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آنچه خدا نمي داند ، عقيده شماست که مي گوييد :خدا ، فرزند و همسر و شريک دارد ؛ ولي خدا چنين چيزي را براي خود نمي داند.(1)
سوال قيصر روم : آن چيست که در نزد خدا نيست ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آنچه در نزد خدا نيست ، ظلم است . (2)
سوال قيصر روم : آن چيست که هر سوي آن ، دهان است ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آنچه که هر سويش دهان است آتش است ، آتش است که از هر سو چيزي به طرفش بياندازيد ، مي خورد .
سوال قيصر روم : آن چيست که همه آن ، پَر است ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آنچه همه اش پَر است ، باد است .
سوال قيصر روم : آن چيست که اجداد ندارد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آن کسي که اجداد ندارد آدم است .
سوال قيصر روم : آنها چيستند که بدون مادر پديد آمده اند ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : 1- عصاي موسي (ع) ؛ 2- قوچي که براي ابراهيم (ع) به فداي اسماعيل (ع) آمد ، 3و4 – آدم و حوا .
سوال قيصر روم : آن چيست که بدون روح ، نفس مي کشد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آنکه بدون روح نفس مي کشد ، صبح است . (3)سوال قيصر روم :کدام کوه است که حرکت نمود ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : طور سينا بود که به صورت يک قطعه از زمين جدا شد و دو پَر از نور در آورد و بر فراز سر بني اسرائيل همراه موسي (ع) قرار گرفت.
سوال قيصر روم : کدام مکان است که تنها يک بار خورشيد بر آن تابيد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آن مکاني که تنها يک بار خورشيد بر آن تابيد،زمين(رود نيل) بود که در جريان فرار بني اسرائيل از دست لشکر فرعون ، شکافته شد . (4)
سوال قيصر روم : کدام درخت است که سواره اي صد سال در سايه آن حرکت ميکند و به آخرش نمي رسد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : درخت طوبي در بهشت است . ودر بهشت ، خانه و قصري نيست ، مگر اينکه شاخه اي از آن درخت در آن آويزان است ، مثالش در دنيا همچون خورشيد است که نورش در همه جا هست ، با اينکه اصلش در يک جاست .
سوال قيصر روم : کدام درخت است که بدون آب ، سبز شد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آن درخت سبز شده ي بدون آب ، درخت کدو بود که براي يونس (ع) سبز شد و معجزه ي او بود . (5)
سوال قيصر روم : غذاي بهشتيان چگونه است که ادرار و مدفوع ندارد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : بدون ادار و مدفوع بودن غذاي بهشتيان ، مثل جنين است در دنيا ، که از ناحيه ي ناف غذا مي خورد ، ولي ادرار و مدفوع ندارد .
سوال قيصر روم : آن چيست که چند رنگ در درون يک ظرف است ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : آن چند رنگ در يک ظرف ، مثالش در دنيا تخم مرغ است که داراي زرده و سفيده است و در هم نمي آميزد .
سوال قيصر روم : آن دختر (حوريه) چگونه از ميان سيب بيرون مي آيد ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : دختري که از درون سيب بيرون مي آيد ؛ مثالش در دنيا ، کِرمي است که از درون سيب خارج مي شود .
سوال قيصر روم : کليد هاي بهشت چه هستند ؟
پاسخ حضرت علي (ع) : و اما کليدهاي بهشت عبارتند از : « لا اله الا الله » و « محمدٌ رسول الله » .

جواب نامه براي قيصر روم فرستاده شد . او وقتي که خواند ، گفت : اين گفتار جز از خانه نبوّت به دست نيامده است . (6) و چون عمر بن خطاب به وسيله ي حضرت علي (ع) به سوالات قيصر روم پاسخ داد ، بلافاصله در ميان جمع فرمود :

" لو لا عليٌّ لَهَلَکَ عُمر : اگر علي (ع) نبود ، هر اينه عُمر هلاک مي شد "  (7)

منابع :
1-سوره مومنون ، آيه 91
2-سوره فصلت ، آيه 46
3- سوره تکوير ، آيه ي 18
4- سوره اعراف ، آيه ي 171
5- سوره صافات ، آيه ي 146
6- الغدير ، ج 6 ، ص248
7- حديقة الشيعة ، ج 2 ، ص 623

برچسب‌ها: سوالات قیصر روم از حضرت علی ع, لو لا عليٌّ لَهَلَکَ عُمر, اگر علي, ع, نبود, هر اينه عُمر هلاک مي شد
[ پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ] [ 4:21 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]

قابل توجه کاربران گرامی :


فقط با وب سایت یا وبلاگ های مذهبی تبادل لینک انجام میشود

بنده دنبال کسب درامد و سودجویی نیستم لطفا درخواست ندهید

اگر مذهبی نیستید لطفا درخواست ندهید

باتشکر

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 4:55 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]

شيعه که باشی جهان، تاريخ، جامعه، فرهنگ، مردم، ادبيات، گذشته،

حال، آينده و...شکل ديگريست.حتی واژه ها معنای ديگری می يابند و
تو شيعه که باشی اينها را خوب می داني...
شيعه که باشی خوب می دانی تمام غير ممکن های عالم برای تو
که شيعه ای ممکن شده است.
خوب می دانی غير ممکن است دختر پيامبری را ۳ ماه بعد از مرگش
شهيد کنند اما تو می دانی که ممکن شده است.
شيعه که باشی خوب می دانی:
غير ممکن است يگانه مولود کعبه را در محراب شهيد کنند...
غير ممکن است زنی، همسرش(سرور جوانان بهشت) را به اميد لقاي
نوه ی هند، مسموم کند...
غير ممکن است صاحب مملکتی ثروتمند، کفشهايش هزار وصله باشد...
غير ممکن است ۷۲ نفر در برابر ۱۸۰۰۰ هزار نفر بايستد...
غير ممکن است ۱نفر، يک تنه سپاهی را عقب نگه دارد...
غير ممکن است دری را که ۴ پهلوان باز و بسته می کردند را کسی
از جا بکند...
غير ممکن است ميهمان را به مسلخ ببرند...
غير ممکن است معصومی را به مجلس شراب ببرند...
غير ممکن است پسر پيامبری را خارجی بنامند...
غير ممکن است امام معصوم، وليعهد خليفه ی جور شود...
غير ممکن است تلافی رشادت عمو را بر سر دختری ۳ ساله درآورند...
غير ممکن است برادری، برادر را ۳۶ سال مولا خطاب کند...
و تو می دانی چقدر تعداد اين غير ممکن ها زياد است. شيعه که باشی خوب
می دانی تمام اين غير ممکن ها ممکن شده است.
شيعه که باشی واژه ها معنای ديگری دارند و چيزهای ديگری را برايت
تداعی می کنند. شيعه که باشی، چاه، نخلستان، عطش، چادر پاره، ميخ،
ديوار، درب سوخته، گونه ی نيلی، سفيدی گلو، بقيع، غربت، ظهر، گرما،
غيرت، ايثار، عشق، ادب، دلدادگی، صبر، رضا، انتظار...و تمام واژه های
دنيا برای تو که شيعه ای معنای ديگر دارند.
شيعه که باشی می دانی سکوت برای خدا، گذشتن از تو، يعنی چه؟
شيعه که باشی معنای ۲۵ سال استخوان در گلو را خوب می فهمی...
شيعه که باشی می دانی اسلام موجوديتش را به شهادت تاريخ به علی (ع)
مديون است.تو می دانی در بدر، احد، بخصوص در خندق،
خلفای راشدين از ترس پسر عبدود چون بيد بر خود می لرزيدند.
شيعه که باشی می دانی ليلة المبيد چيست...
شيعه که باشی ثقلين را می دانی، اهل کسا را می شناسی...
شيعه که باشی می دانی چه کردند با آل عبا...
شيعه که باشی ثقيفه را خوب می شناسي؛ نقطه ی انحراف تاريخ بشر را.
شيعه که باشی تمام تاريخت سرخ است و سياه، شيعه که باشی هرگز به
آسودگی آب از گلويت...
شيعه که باشی بغضی به اندازه ی ۱۵ قرن، گلويت را می فشارد...
شيعه که باشی هنوز صدای ((هل من ناصر ينصرنی)) حسين(ع)
در گوش تو طنين می اندازد. و تو هرگز نمی توانی دختر کوچکت
را در آغوش بگيری و...
شيعه که باشی می دانی مردترين مرد تاريخ بشر، آنکه تمام سپاه حسين
(ع) بود،

مايه ی آسايش نيام حسين (ع) و...هنوز به تو جرات ايستادن

می دهد و درس ادب، وفا، عشق و غيرت...
شيعه که باشی يا علی گفتن فاطمه زير دست و پا، شقشقه ی علی (ع)،
يا ابوالفضل (ع) گفتن حسين، ما رأ يت الی جميلای زينب،
و قلم لال می شود آنگاه که دختران حسين می گويند عين عُمی...
شيعه كه باشي مي داني بين اين همه سياه پوش و عزادار و سينه زن و
زنجيرزن، اين همه دسته، مسجد، تكيه و حسينيه، اين همه مسافر مكه،
فقط و فقط 313 نفر شيعه ي واقعي،40 دعاي مومن وجود ندارد كه موجب
ظهور مهدي (عج) شود و تو مي داني كه شيعه بودن چقدرسخت است.


برچسب‌ها: شیعه یعنی, تشیع, شعر درباره شیعیان, شیعه
[ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 3:48 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]

ماجراي شب ليله المبيت

شب 29 صفر را شب لیلة المبیت میگویند

هجرت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از مكّه به مدينه
يكي از داستان‎هاي مهم زندگي پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ ماجراي عظيم هجرت او و يارانش از مكّه به مدينه است، چنان كه قرآن در سورة انفال آية 30، و سورة بقره آية 207 به اين مطلب اشاره كرده است، كه خلاصه‎اش چنين است:
هنگامي كه مسلمانان در مكّه در فشار و آزار شديد مشركان قرار گرفتند، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ، مسلمانان را به هجرت به مدينه دستور داد، مشركان احساس خطر شديد كردند و با خود گفتند: هجرت مسلمانان به مدينه موجب تشكّل آنها در مدينه شده، و در آيندة نزديك، كار را بر ما سخت خواهد كرد. سران آنها در «دار النَّدوَه» مجلس شوراي خود اجتماع كردند، و هر كدام در مورد جلوگيري از اسلام و دعوت پيامبر، پيشنهادي نمودند، چنان كه در آية 30 سورة انفال به اين توطئه، اشاره شده است.

سرانجام پيشنهاد ابوجهل تصويب شد، پيشنهاد او اين بود كه: «از هر قبيله‎اي، يك جوان شجاع به عنوان نماينده انتخاب شود، و همة آن نمايندگان در يك شب، خانة پيامبر را محاصره كنند، و به سوي او حمله كرده و او را در رختخوابش بكشند.»

آن شب فرا رسيد، جبرئيل ماجراي توطئه كودتاچيان را به پيامبر خبر داد. پيامبر ماجرا را به علي ـ عليه السلام ـ خبر داد، و به او فرمود: «امشب در رختخواب من بخواب، تا كافران گمان كنند كه من در رختخواب خود خوابيده‎ام، به انتظار من در بيرون خانه بمانند و من پنهاني از خانه خارج شوم.»
با اين كه خوابيدن در رختخواب پيامبر و افكندن روپوش سبز پيامبر بر روي خود، صد در صد خطرناك بود، حضرت علي با جان و دل، اين پيشنهاد را پذيرفت، و در رختخواب آن حضرت خوابيد. آن شب نمايندگان مشركان، با شمشيرهاي برهنه، خانة پيامبر را محاصره كردند، پيامبر شبانه، بي‎آنكه مشركان متوجه شوند، در تاريكي شب از خانه بيرون آمد و به سوي غار ثور كه در هفت كيلومتري جنوب مكّه قرار گرفته، رفت و در آن جا مخفي شد، در اين هنگام ابوبكر نيز همراه پيامبر بود.
سپس پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از غار ثور به سوي مدينه هجرت نمود، آن حضرت در روز پنجشنبه اول ربيع الاول سال 13 بعثت از مكّه خارج شد و در روز 12 همين ماه به مدينه وارد گرديد.[1]

مباهات خدا به فرشتگان در مورد خوابيدن علي ـ عليه السلام ـ
جبرئيل و ميكائيل از سوي خداوند، كنار رختخواب حضرت علي ـ عليه السلام ـ آمدند، جبرئيل به آن حضرت گفت:
«به به! كيست مثل تو اي فرزند ابوطالب، كه فرشتگان به وجود تو (و فداكاري تو) مباهات مي‎كنند.» آن گاه اين آيه را از طرف خداوند، در شأن علي ـ عليه السلام ـ، به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل كرد:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضي از مردم (فداكار و باايمان، هم چون علي ـ عليه السلام ـ به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر) جان خود را در برابر خشنودي خدا مي‎فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.»[2]

منابع:

[1]. اقتباس از سيرة ابن هشام، ج 2، ص 126 به بعد؛ ناسخ التواريخ هجرت، ج 1، ص 14.
[2]. تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 23 و 29. (بقره، 207).


برچسب‌ها: لیلة المبیت, شب, شب لیلة المبیت, شبی که حضرت علی در جای پیامبر خوابید
[ یکشنبه بیست و چهارم دی 1391 ] [ 3:43 ] [ حمیدرضا(مهیارق) ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

زندگینامه، سیره اخلاقی، احادیث و رفع شبهات و مطالب مربوط به امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام
Sayings of Imam Ali (A.S
لینک های مفید





لینک های مفید



امکانات وب

Eydad Productions